تبلیغات
راهنمای مالیاتی شما - مالیات چیست؟
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ شخصی و تحت قوانین جمهوری اسلامی میباشد

مدیر وبلاگ : عبدالله بدیع محرز
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه اندازه راهنمای شما بوده؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اخبار مالیاتی استان ============= آخرین خبرهای اقتصادی ============ اخبار علمی-فناوری ==========
راهنمای مالیاتی شما
گسترش فرهنگ مالیات = پرداخت بموقع مالیات = مشارکت در توسعه و آبادانی میهن
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : عبدالله بدیع محرز
مالیات چیست ؟

مالیات عبارت است از قسمتی از در آمد یا ثروت افراد که به منظور پرداخت بخشی از هزینه های عمومی و حفظ منافع اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور به موجب قانون به وسیله دولت وصول می شود 
تاریخچه مالیات 
مالیات ها سابقه ای طولانی وشایدبه قدمت دولت ها دارند.ازقدیم الایام دولت ها به اخذمالیات مبادرت می کرده اند.مقدارونوع این مالیاتها با توجه به شرایط واحساس نیازحاکم جامه تعیین می شدند . مالیاتها زمانی باعث رونق اقتصادی وگاهی ازعوامل سقوط یک تمدن بزرگ بوده اند .


هدف از وصول مالیات چیست؟ 
هر دولتی برای اداره جامعه نیازمند امکانات مالی است تا بتواند وظایفی را که از جانب مردم به عهده گرفته به نحو مطلوبی انجام دهد. 
عمده ترین این وظایف عبارتند از : 
1-حفظ استقلال و تمامیت کشور از طریق تامین وسایل و تجهیزات دفاعی استقرار و اداره نیروهای نظامی و انتظامی. 
2-ایجاد و توسعه راه های ارتباطی و وسایل حمل ونقل. 
3-تامین بهداشت.آب.برق.مخابرات و سایر وسایل ارتباطی جمعی برای عموم. 
4-تامین آموزش در همه سطوح. 
5-تامین قوه قضائیه برای حل و فصل دعاوی واستقرار امنیت اجتماعی. 
6-تامین مایحتاج عمومی افراد جامعه در یک سطح قابل قبول. 
7-تامین زیر ساخت های اقتصادی و صنایع مادر و کلیدی برای ایجاد زمینه های تو لید و اشتغال و تعادل اقتصادی. 
8-تقویت روح بررسی تحقیق از طرح تاسیس مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و حمایت و تشویق محققان. 
9-تامین خود کفایی در علوم و فنون. صنعت و کشاورزی. 
10-تامین خدمات و حمایت های مالی درجهت بر خورداری از تامین اجتماعی. باز نشستگی. بیکاری. پیری و از کار افتادگی و تامین خدمات درمانی و بهداشتی به صورت بیمه همگانی و فراهم آوردن موجبات داشتن مسکن متناسب با خانواده ها. 
بنابراین ملاحظه می شود که دولت برای دستیابی به اهداف خود برای پاسخگویی به نیاز های جامعه که به شمعه ای از آن اشاره شد نیازمند منابع مالی است امروز در کلیه کشورها صاحب نظران مسائل اقتصادی بهترین منبع تامین هزینه های دولت را مالیلت می دانند. زیرا علاوه بر آن که اتکا دولت را به منابع خدادادی مثل نفت که یک ثروت ملی و متعلق به نسل های آینده نیز هست ، کم میکند. یک شور واشتیاق ملی برای مشارکت در امور کشور در آحاد افراد جامعه ایجاد میکند. 
اثرمالیاتها بر کارآئی 
وقتی که مالیاتی وضع می گردد آثاری به دنبال دارد که ممکن است رفتارهای اقتصادی را تحت الشعاع قراردهد ودرنتیجه کارائی را ازبین ببرد.آثاری که ازوضع مالیات ممکن است ناشی شود را دو قسمت کرده اند: 
1-اثر یابارعادی؛پس ازوضع مالیات بخشی ازمنابع بخش خصوصی به بخش عمومی انتقال می یابدبنابراین قدرت خریدبخش خصوصی کاهش یافته وقدرت خریدبخش عمومی افزایش می یابد.چنین اثری رابارعادی مالیات می گویند.این اثراختلالی درکارائی ایجادنکرده واثرنامطلوبی برآن ندارد. 
2- اثریاباراضافی؛اثری است که باعث میشودرفتارهای اقتصادی تغییریافته ودرتخصیص منابع انحراف ایجادشود. دراین صورت وضعیت کارائی ازبین رفته وازمنابع وامکانات بهترین استفاده صورت نمی گیرد بنابراین ضرری متوجه کل جامعه میگرددکه آنرا زیان مرده میگویند.درنتیجه برای اینکه مالیاتی باراضافه نداشته باشدبایدبه گونه ای وضع شودکه باعث تغییردررفتارواحدهای اقتصادی نشود.بمنظوربه حداقل رساندن باراضافی مالیاتها دوقاعده کلی وجوددارد: 
الف ؛مالیات برمتغییرها وعواملی تعلق بگیردکه تغییرات وتعدیلهای کوچکی دررفتارهای اقتصادی به دنبال داردبرای مثال مالیات برمصرف کالاهائی که کشش قیمتی وتقاضای ناچیزدارد 
ب؛وضع مالیاتهابه گونه ای باشدکه نرخ نهائی آنهادرمقایسه بانرخ متوسط پائین باشد.زیرارفتاراقتصادی بیشترازنرخ نهائی تأثیرمی پذیردیعنی درهنگام تصمصم گیری نرخ نهائی مالیات ملاک قضاوت قرارگیرد.بنابراین درمواردی که نرخ نهائی ازنرخ متوسط مالیات کمترباشدانگیزه کمتری برای تغییررفتاراقتصادی وجودخواهدداشت.ازهمین رومالیاتهابانرخ نزولی نسبت به مالیاتهابانرخ تصاعدی برای حفظ کارائی مناسب دانسته شده است. 
عوامل تعیین میزان مالیات 
1) مبنای مالیات(پایهی مالیاتی): 
مبنای مالیات عامل متغیر یا هر مفهوم دیگری همچون درآمد یا دارایی است که طبق قانون بر آن ، مالیات وضع میشود. 
۲) نرخ مالیات: 
درصدی از مبنای مالیات یا پایهی مالیاتی است که مبنای محاسبات مالیات مورد نظر قرار میگیرد، به عبارت دیگر نرخ مالیات در هر مبنا اندازهی اخذ مالیات را با توجه به قوانین و آییننامههای مالیاتی دولتها درمبنای مورد نظر نشان میدهد. انواع محاسبه نرخ مالیات به شرح ذیل است: 
▪ نرخ مالیات تناسبی: 
نرخی که بدون توجه به تغییرات مبنای مالیات، همیشه ثابت است. 
▪ نرخ مالیات تصاعدی: 
برعکس نرخ تناسبی با افزایش مالیات مقدارش افزایش مییابد که لزوماً متناسب با افزایش مبنای مالیات نیست 
به تعریف دیگر: 
برای نیل به عدالت مالیاتی برای وصول مالیلت از در آمد های بالا تر از نرخ های تصاعدی مالیات استفاده می شود و با افزایش سطح در آمد سالانه نرخ مالیاتی نیز افزایش می یابد. در ماده131 قانون مالیات های مستقیم(اصلاحی) مصوب 27 بهمن 1380 ترخ مالیات بر در آمد در منابع مختلف به صورت تصاعدی و به شرح زیر است: 
تا30میلیون ریال در آمد مشمول مالیات سالانه به نرخ 15 در صد. 
تا100 میلیون ریال در آمد مشمول مالیلت سالانه نسبت به مازاد 30 میلیون ریال به نرخ 20 درصد 
تا250میلیون ریال در آمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد یکصد میلیون ریال به نرخ 25در صد 
تا یک میلیارد ریال در آمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 250 میلیون ریال به نرخ 30در صد 
به مازاد یک میلیارد ریال در آمد مشمول مالیات سالانه به نرخ 35 در صد. 
▪ نرخ مالیات تنازلی: 
هرچه مبنای مالیات وسیعتر میشود، ازنرخ مالیات کاسته میشود. 
۳) مبلغ مالیات: 
مبلغی که برمبناهای مختلف تعلق میگیرد و از مؤدیان وصول میگردد. بهطورمعمول در هر کشور تعیین میزان مالیاتها با توجه به نیازها و هزینههای بخش عمومی و فواید حاصل از اجرای برنامههای دولت صورت میگیرد. 
ازعوامل دیگر تعیین میزان و حد مالیاتها، مقایسه هزینهی آن با هزینههای منابع غیرمالیاتی ازقبیل وامها اعم از داخلی و خارجی است. اغلب کشورهای درحال توسعه با کسری بودجههای سالانه و مشکلات مالی در زیر ساختهای اقتصادی و اجتماعی مواجهند، افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از راههای طبیعی و بدیهی مقابله با این مشکل است. 
هرگونه افزایش در درآمدهای مالیاتی به یکی از صور زیر قابل حصول است: 
▪ افزایش نرخ مالیاتهای موجود و جاری؛ 
▪ افزایش مبنای مالیاتهای موجود و جاری ازطریق حذف معافیتها و بخشودگیها 
▪ برقراری مالیات جدید 
قراین مالیاتی چیست؟ 
قرینه یا پایه مالیاتی عبارتست از عواملی که در هر رشته از مشاغل با توجه به موقعیت شغل برای تشخیص در آمد مشمول مالیات به طریق علی الراس ملاک و ماخذ اعمال ضریب مالیاتی برای محاسبه در آمد مشمول مالیات قرار می گیرد. 
این قراین عبارتند از: 
1-خرید سالانه 
2-فروش سالانه 
3-در آمد ناویژه 
4-میزان تولید در کارخانجات 
5-جمع وجوهی که بابت حق التحریر و حق الزحمه وصول و مصرف تمبر عاید دفاتر اسناد رسمی می شود 
6-سایر عوامل به تشخیص کمیسیون تعیین ضرایب 
ضرایب مالیاتی چیست؟ 
ضرایب مالیاتی عبارت است از ارقام مشخص به صورت در صد که حاصل آن ها در قرینه مالیاتی در موارد تشخیص علی الراس در آمد مشمول مالیات که ماخذ اعمال نرخ مالیات قرار می گیرد. 
ضریب مالیاتی چگونه تعیین می شود؟ 
برای تعیین جدول ضرایب هر سال کمیسیونی مرکب از نمایندگان سازمان امور مالیاتی کشور بانک مرکزی ونماینده شورای مرکزی اصناف نماینده نظام پزشکی در مورد مشاغل وابسته به پزشکی و نماینده اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در مورد سایر مشاغل در سازمان امور مالیاتی کشور تشکیل و با توجه به جریان معاملات و اوضاع و احوال اقتصادی ضرایب مربوطه درباره مؤدیان مختلف بر حسب نوع مشاغل و به تفیک تعیین میکند.تصمیمات این کمیسیون از طریق سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان جدول ضرایب تهیه و ابلاغ می شود 
اشخاص مشمول پرداخت مالیات 
1- کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران طبق مقررات باب دوم .
2- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که درایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید .
3- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم خارج از ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که ایران تحصیل می کند .
4- هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که درایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید .
5- هر شخص غیر ایرانی ( اعم از حقیقی یا حقوقی ) نسبت به درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند و همچنین نسبت به درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا سایر حقوق خود و یا دادن تعلیمات و کمک های فنی و یا واگذاری فیلم های سینمائی ( که به عنوان بها یا حق نمایش یا هر عنوان دیگر عاید آنها می گردد ) از ایران تحصیل می کند .             ادامه مطلب را مطالعه نمایید

اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیاتهای موضوع این قانون نیستند : 
1- وزارتخانه ها و موسسات دولتی 
2- دستگاههایی که بودجه آنها وسیله دولت تامین می شود .
3- شهرداریها
انواع مالیات 
معمولاً مالیاتها را به دونوع تقسیم میکنند: مالیاتهای مستقیم و مالیاتهای غیرمستقیم. 
گرچه تعریف جامع و مانعی از مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم دردست نیست، با این وجود میتوان گفت که مالیاتهای مستقیم باتوجه به اوضاع و احوال شخص (میزان دارائی و درآمد) وضع میشود، درحالیکه مالیاتهای غیرمستقیم اغلب روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده میشود و درهنگام توزیع یا فروش به روشهای مختلف وصول میگردد. مالیاتهای مستقیم به انواع مختلفی تقسیم میشوند که مهمترین آنها مالیات بر دارایی و مالیات بر درآمد است. 
البته امروزه مبنای متداول مالیاتی در جهان بر سه اصل «دارایی»، «هزینه» و «مصرف» استوار است. درآمد عوایدی است که به طور مستمر در فواصل معین عاید شخص میگردد در حالیکه دارایی از اموال منقول و غیرمنقولی تشکیل میشود که قبلاً جمعآوری شده و دریک زمان ثابت است. 
مهمترین مالیاتهای مستقیم و غیر مستقیم معمول در اغلب کشورها 
۱) مالیات بر درآمد شخصی 
این مالیات ممکن است برانواع درآمد شخص یا برمجموع درآمد وی وضع شود. درمالیات برانواع درآمد، هریک از منابع متعدد درآمد شخصی (مانند حقوق، بهره پول، درآمد املاک، اجارهبهای مستغلات، درآمد حاصل از تصدی مشاغل آزاد مانند درآمد پزشکان، وکلای دادگستری و...) معمولاً به طرق و نرخهای مختلف مشمول مالیات قرارمیگیرد. 
در مالیات بر مجموع درآمد کلیه عواید شخص ازمنابع مختلف درآمد روی هم محاسبه میشود و معمولاً پس از کسر بخشودگیهای مقرر درقانون با «نرخهای تصاعدی» مشمول مالیات قرارمیگیرد. بهطورکلی وصول مالیات برانواع درآمد سهلتراست ولی مالیات برمجموع درآمد بیشتر منطبق با عدالت مالیاتی است. 
ازآن جا که مالیات بردرآمد شخصی به ترتیبی که توضیح داده خواهد شد یک نوع انعطافپذیری دردریافت مالیات بوجود میآورد که یکی از عوامل مهم ثبات اقتصادی محسوب میشود، امروزه دراغلب کشورها مالیات بردرآمد مهمترین منبع عواید دولتی به حساب میآید. 
انتقاد وارد بر مالیات بردرآمد شخصی این است که موجب کاهش انگیزهی فعالیت شخصی و سرمایهگذاری مولد میگردد. اما مالیات بردرآمد دو جنبه دارد که ممکن است اثرات یکدیگر را خنثی کنند. ازیک سو چون دولت قسمتی از درآمد حاصل ازکار و فعالیت افراد را به عنوان مالیات اخذ میکند بدین جهت ممکن است افراد فراغت را به کار و فعالیت بیشتر ترجیح دهند و این عمل ازنظر اقتصادی مفید نمیباشد. از سوی دیگر چون مالیات بردرآمد شخصی باعث میشود که پس از کسر مالیات، درآمد خالص (درآمد قابل تصرف) کمتری باقی بماند، ممکن است این امر موجب شود که افراد برای حفظ سطح زندگی و میزان مصرف خود برساعات کار بیافزایند و با کوشش و فعالیت بیشتر کمبود درآمد را جبران کنند. اما بیشک مالیات بردرآمد شخصی باعث کاهش پساندازهای اختیاری افراد میشود و این امر ممکن است موجب تقلیل سرمایهگذاری خصوصی شود که باید با سرمایهگذاری دولتی جبران شود. 
۲) مالیات بر درآمد شرکتها 
از مجموع عواید شرکت، مخارج و هزینههای مختلف کسر میگردد و درآمد ویژه باقی میماند که به نرخهای تصاعدی مشمول مالیات قرارمیگیرد. لیکن محاسبه درآمد ویژه شرکتها و نوع هزینههایی که باید کسر شود به سادگی امکانپذیر نیست. از طرف دیگر باید میان مالیات و سرمایهی اولیهی تشکیل شرکتها تناسب معقولی برقرار گردد تا عدالت مالیاتی رعایت شود؛ به گونهای که شرکتهای با سرمایهی اولیهی کمتر مالیات کمتری نسبت به شرکتهای با سرمایهی اولیهی بیشتر بپردازند. برای حل این مسائل روشهای مختلف مالی و حسابداری به کار گرفته میشود. 
شرکتهای بازرگانی سعی میکنند که قیمت و میزان تولید خود را به نحوی تنظیم کنند که منافع آنها حداکثر شود، پس همیشه این امکان وجود دارد که شرکتهای مذکور از طریق افزایش قیمت کالای خود قسمتی از مالیات متعلقه را به مصرفکنندگان انتقال دهند. چنانچه تقاضا برای کالای مزبور درمقابل افزایش قیمت چندان تغییر نکند (مردم مجبور باشند آن کالا را تهیه کنند و کالا ضروری باشد) امکان انتقال مالیات بیشتراست. 
مالیات بردرآمد شرکتها از مقدار وجوهی که درسرمایهگذاری جدید به کارمیافتد میکاهد، زیرا این نوع مالیات باعث میگردد که از سرمایهگذاری مجدد مقدار وجوهی که به عنوان مالیات به دولت پرداخت میشود جلوگیری به عمل آید و سود قابل توزیع بین صاحبان سهام نیز کاسته شود. واضح است که کاهش پسانداز شرکت و همچنین تنزل پسانداز صاحبان سهام به علت تقلیل سود سهام که درنتیجه وضع مالیات حاصل شده است، دربازارپول و سرمایه اثر میگذارد و نتیجتاً درکاهش سرمایهگذاری مؤثر واقع میشود. به همین جهت در بسیاری از کشورها سود توزیع نشده شرکتها از پرداخت مالیات معاف میگردد و درتعیین نرخهای مالیات بردرآمد شرکتها نیز جانب اعتدال رعایت میشود. 

3) مالیات بر دارایی 
مالیات بر دارایی به انواع مختلفی مانند مالیات بر ارزش اراضی، مالیات بر ارث و نقل و انتقلات بلاعوض و مالیات نقل و انتقالات قطعی تقسیم میشود. مالیات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض در تعدیل توزیع غیرعادلانه ثروت مؤثر است و از نظر اداری نیز تشخیص و وصول آن نسبتاً آسان است. مالیات براراضی ممکن است بر قیمت اراضی و یا افزایش ارزش اراضی وضع شود. درصورتی که مالیات براضافه ارزش اراضی وضع شود اضافه ارزش مزبور هرساله ارزیابی میشود و مشمول مالیات قرارمیگیرد. گاهی مالیات براضافه ارزش اراضی در موقع انتقال املاک و اراضی وصول میگردد. معمولاً هرقدر فاصله بین خرید و فروش کمتر باشد نرخ مالیات بیشتر است و بدین ترتیب مبلغ مالیات با فاصله زمانی بین خرید و فروش اموال و مقدار منفعتی که درنتیجه معامله حاصل گردیده است ارتباط پیدا میکند. مالیاتهای مزبور وسیله مؤثری برای جلوگیری از سفتهبازی درمعاملات غیرمنقول به شمار میرود و ممکن است درتجهیز پسانداز خصوصی برای سرمایهگذاری مولد مؤثر واقع شود. دربسیاری از کشورها، مالیات بر اراضی و منازل مسکونی مهمترین منبع درآمد برای شهرداریها و حکومتهای محلی بهشمار میرود. 
۴) مالیات بر مصرف و فروش 
مالیات برمصرف که نوعی مالیات غیر مستقیم است، روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده میشود و از تولید کنندهی کالاها و خدمات مزبور وصول میشود. بنابراین مالیات برمصرف جزئی از قیمت کالا را تشکیل میدهد به نحوی که معمولاً مصرف کننده نمیتواند تشخیص دهد چه مقدار از قیمت کالا بابت مالیاتی است که تولید کننده و یا فروشنده به دولت میپردازد. مالیات برمصرف اغلب به کالاها و خدماتی تعلق میگیرد که درمقابل تغییرات قیمت حساسیت کمی دارند و به همین جهت این نوع مالیات یکی از منابع مهم درآمد دولت را تشکیل میدهد. کالاها و خدماتی که دراغلب کشورها مشمول مالیات برمصرف قرارمیگیرند عبارتند از: دخانیات، بنزین، قند و شکر و بعضی دیگر از کالاهای تجملاتی و ضروری، چون اگراین مالیات برکالاهای ضروری وضع شود، سنگینی آن را طبقات کم بضاعت بیشتر احساس میکنند. 
مالیات برفروش به کالاهایی تعلق میگیرد که درمرحله خردهفروشی به دست مصرف کننده میرسد. دراین نوع مالیات فروشگاهها موظف هستند که مبلغ مالیات را مجزا از قیمت کالا حساب نموده و در یک رقم جداگانه به نحوی که مصرفکننده از مبلغ آن اطلاع حاصل کند، دریافت دارند. غرض از این نوع محاسبه آن است که مصرف کننده مالیات را بپردازد. در ایران این نوع مالیات وجود ندارد. 
۵) مالیات بر ارزش افزوده ( VAT) 
به طورخلاصه مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیرمستقیم عام بر عموم کالاها و خدمات (مگر موارد معاف) است که بهصورت چند مرحلهای از اضافه ارزش کالاهای تولید شده (ارزشی که درهرمرحله به ارزش کالا افزوده میشود) یا خدمات ارائه شده در مراحل مختلف تولید و توزیع اخذ میشود. به عبارت دیگر مالیاتی است که درطول فرآیند تولید و خدمات ازمحل تولید تا فروش کالا به مشتری نهایی، مرحله به مرحله اخذ میشود. نکته مهم آنکه چون جمع ارزش افزودههای بنگاههای اقتصادی دریک کشور برابر تولید ملی همان کشور است (معاملات واسطهای - کل معاملات = ارزش افزوده) بنابراین مالیات برارزش افزوده، برابر مالیات بر تولید ناخالص ملی است. به عبارت دیگر پایه مالیات برارزش افزوده، تولید ناخالص ملی است. 
اکثریت بالایی از کشورهای پذیرندهی مالیات برارزش افزوده، این مالیات را تا حد زیادی جایگزین مالیاتهای دیگر بهخصوص مالیاتهای بر مصرف و فروش ساختهاند. باید توجه داشت که به علت گستردگی پایه مالیاتی در این نوع مالیات میتوان نرخ مالیاتی را در سطح پایین برقرارکرد. 
مالیات برارزش افزوده میتواند تا حد زیادی جایگزین مالیاتهای دیگر شود، همچنین امکان دارد این مالیات بخشی از فعالیتهای اقتصادی را که تحت پوشش قراردادن آنها با استفاده از سایر روشها مثل مالیات برفروش دشوار است را پوشش دهد. 
مالیات برارزش افزوده سازوکار خود اجرایی دارد، لذا احتمالاً هزینههای جمعآوری درمقایسه با سایر روشهای اخذ مالیات پایینتراست. همچنین استفاده از این روش موجب کاهش مالیات مضاعف، کاهش فرارهای مالیاتی و کاهش وقفه زمانی پرداخت نیز میشود. این نوع مالیات به دلیل افزایش قمیت تمام شدهی فروش درمراحل مختلف ممکن است اثر تورمی داشته باشد، اما چنانچه با گسترش پایهی مالیاتی نرخهای مالیات کاهش یابد، چندان به صراحت نمیتوان دراین خصوص اظهارنظر کرد. 
همچنین اثر این مالیات در درآمد گروههای کمدرآمد غیرقابل اجتناب خواهد بود. حتی اگر مالیات فوق به آخرین حلقه که خرده فروشی است برقرار نشود، انتقال مالیات به قیمت خرده فروشی قطعی خواهد بود در نتیجه گروههای با درآمد کم و متوسط نسبت به گروههای با درآمد بالا، سهم بیشتری از درآمدشان را بابت مالیات پرداخت میکنند این مالیات تنازلی است. 
مالیات در ایران به طور خلاصه به دو دسته کلی با چند شاخه تقسیم میشود: 
مالیات بر دارائی 
مالیات سالانه املاک 
مالیات مستغلات مسکونی خالی 
مالیات بر اراضی بایر 
مالیات برارث 
مالیات بردرآمد 
مالیات بردرآمد املاک 
مالیات بردرآمد کشاورزی 
مالیات بردرآمد حقوق 
مالیات بردرآمد مشاغل 
مالیات بردرآمداشخاص حقوقی 
مالیات درآمد اتفاقی 
مالیات بر جمع درآمد ناشی از منابع مختلف 
ازمالیات های ذکر شده مالیات بر ارث و مالیات بر مشاغل ازمالیاتهایی است بیشتر با آن سروکار داریم. 
به همین دلیل از این به بعد به ذکر قوانین مالیاتی این دو مالیات میپردازیم 
قانون مالیات بر ارث 
ماده 17- هرگاه در نتیجه فوت شخصی اعم از فوت واقعی یا فرضی اموالی از متوفی باقی بماند به شرح زیر مشمول مالیات است : 
1- درصورتی که متوفی یا وارث یا هردو ایرانی مقیم باشند نسبت به سهم الارث هریک از وراث از اموال مشمول مالیات بر ارث موضوع ماده 19 این قانون واقع درایران یادر خارج از ایران به دولت محلی که مال درآن واقع گردیده پرداخت شده است به نرخ مذکور در ماده 20 این قانون .
2- در صورتی که متوفی و وراث هر دو ایرانی مقیم خارج از ایران باشند سهم الارث هریک از وراث از اموال و حقوقی مالی متوفی که در ایران موجود است به نرخ مذکور در ماده 20 این قانون و نسبت به آن قسمت که در خارج از ایران وجود دارد پس از کسر مالیات برارثی که از آن بابت به دولت محل وقوع مال پرداخت شده است به نرخ بیست و پنج درصد .
3- در مورد اتباع خارجی و سایر موارد نسبت به آن قسمت از اموال و حقوق مالی متوفی که در ایران موجود است کلا“ مشمول مالیات به نرخ مذکور در ماده 20 این قانون برای وراث طبقه دوم .
ماده 18- وراث از نظر این قانون به سه طبقه تقسیم می شوند : 
1- وراث طبقه اول که عبارتند از : پدر , مادر , زن , شوهر , اولاد و اولاد اولاد 
2- وراث طبقه دوم که عبارتند از : اجداد, برادر , خواهر و اولاد آنها
3- وراث طبقه سوم که عبارتنداز : عمو, عمه , دائی , خاله و اولاد آنها
ماده 19- اموال مشمول مالیات بر ارث عبارت است از کلیه ماترک متوفی واقع در ایران و یا خارج از ایران اعم از منقول و غیر منقول و مطالبات قابل وصول وحقوق مالی پس از کسر هزینه کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالی و عبادی در حدود قواعد شرعی و دیون محقق متوفی .
تبصره : بدهی که متوفی به وراث خود دارد در صورتی که مستند به مدارک قانونی بوده و اصالت آن مورد تائید هیئت حل اختلاف مالیاتی قرار نگیرد قابل کسر از ماترک خواهد بود . در مورد مهریه و هفته ایام عده تائید هیئت مذکور لازم نیست و در مورد وراث طبقه دوم و سوم کسر دیون منوط به آن است که متوفی تا تاریخ فوت خود دارای وراث از طبقه ماقبل حسب مورد بوده است . 
ماده 20- نرخ مالیات بر ارث نسبت به سهم الارث به شرح زیر است : 
تا مبلغ 50,000,000ریال طبقه اول 5% طبقه دوم 15% طبقه سوم 35% 
تا مبلغ 200,000,000 ریال نسبت به مازاد 50,000,000ریال طبقه اول 15% طبقه دوم 25 % طبقه سوم 45% 
تا مبلغ 500,000,000 ریال نسبت به مازاد 200,000,000ریال طبقه اول 25% طبقه دوم 35% طبقه سوم 55% نسبت به مازاد 500,000,000ریال طبقه اول 35% طبقه دوم 45% طبقه سوم 65% 
از سهم الارث هریک از وراث طبقه اول مبلغ سی میلیون ( 30,000,000) ریال به عنوان معافیت کسر و مازاد به نرخ های مذکور مشمول مالیات می باشد . معافیت مذکور برای هریک از وراث طبقه اول که کمتر از بیست سال سن داشته یا محجور یا معلول و یا از کار افتاده باشند مبلغ پنجاه میلیون (50,000,000) ریال خواهد بود . 0 
ماده 21- اموالی که جزء ماترک متوفی باشد و تا یک سال پس از قطعیت مالیات و غیر قابل رسیدگی بودن پرونده امر در مراجع مالیاتی طبق قوانین یا احکام خاص مالکیت آنها سلب و یا به موجب گواهی سازمان ذیربط بلاعوض در اختیار وزارتخانه ها , موسسه های دولتی , شهرداریها , نهادهای انقلاب اسلامی یا شرکت هایی که صددرصد (100%) سهام آنها متعلق به دولت باشد قرارگیرد , از شمول مالیات بر ارث خارج و در صورتی که بابت سلب مالکیت عوضی داده شود ارزش آن عوض یا اموال سلب مالکیت شده هر کدام کمتر است جزء اموال مشمول مالیات بر ارث محسوب و در هر حال چنانچه مالیاتی اضافه پرداخت شده باشد مسترد خواهد شد . حکم این ماده در مواردی که وراث تمام یا قسمتی از اموال را که جزء ماترک باشد بطور رایگان به یکی از اشخاص مذکور در ماده (2) این قانون واگذار کنند نیز جاری است . 
ماد ه 22- در صورتی که به موجب رای هیئت حل اختلاف مالیاتی مطالبات متوفی غیر قابل وصول تشخیص داده شود , مطالبات مذکور جزء ماترک منظور نمی شود و اگر مالیات آن قبلا وصول شده باشد مسترد خواهد شد و در صورت وصول احتمالی این گونه مطالبات ورثه ملزم به پرداخت مالیات متعلق خواهند بود . در هر صورت وزارت امور اقتصادی و دارائی از نظر تامین مالیات متعلق می تواند به عنوان ثالث در دعوی مربوط شرکت و یا راسا اقامه دعوی نماید . 
ماده 23- حذف شد . 
ماده 24- اموال زیر ازشمول مالیات این فصل خارج است : 
1- وجوه بازنشستگی و وظیفه و پس انداز خدمت و مزایای پایان خدمت , مطالبات مربوط به خسارت اخراج, بازخرید خدمت و مرخصی استحقاقی استفاده نشده و بیمه های اجتماعی و نیز وجوه پرداختی توسط موسسات بیمه یا بیمه گذاری و یا کارفرما از قبیل بیمه عمر, خسارت فوت و همچنین دیه و مانند آنها حسب مورد که یک جا و یابطور مستمر به ورثه متوفی پرداخت می گردد . 
2- اموال منقول متعلق به مشمولین بند 4 ماده 39 قرارداد وین مورخ فروردین 1340 و ماده (51) قرارداد وین مورخ اردیبهشت ماده 1342 و بند(4) ماده (38) قرارداد وین مورخ اسفند ماه 1353 با رعایت شرایط مقرر در قرارداد مزبور با شرط معامله متقابل . 
3- اموالی که برای سازمانها و موسسه های مذکور در ماده (2) این قانون مورد وقف یا نذر یا حبس واقع گردد به شرط تائید سازمانها و موسسه های مذکور . 
4- هشتا د درصد اوراق مشارکت و سپرده های متوفی نزد بانک های ایرانی وشعب آنها در خارج از کشور و موسسه های اعتباری غیر بانکی مجاز , همچنین پنجاه درصد ارزش سهام متوفی در شرکتهایی که سهام آنها طبق قانون مزبور در بورس پذیرفته شده باشد و چهل درصد ارزش سهام الشرکه متوفی در سایر شرکتها و نیز چهل درصد ارزش خالص دارائی متوفی در واحدهای تولیدی , صنعتی , معدنی و کشاورزی . 
ماده 25- وراث طبقات اول و دوم نسبت به اموال شهدای انقلا ب اسلامی مشمول مالیات بر ارث موضوع این فصل نخواهند بود . احراز شهادت برای ا ستفاده از مقررات این ماده منوط به تائید یکی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و یا بنیاد شهیدانقلاب اسلامی حسب مورد می باشد 
ماده 26- وراث ( منفرد یا مجتمعا ) یا ولی یا امین یا قیم یا نماینده قانونی آنها مکلف اند ظرف شش ماه از تاریخ فوت متوفی اظهارنامه ای روی نمونه مخصوصی که از طرف سازمان امور مالیاتی کشور تهیه می شود حاوی کلیه اقلام ما ترک با تعیین بهای زمان فوت و تصریح مطالبات و بدهی هایی که طبق مقررات این فصل قابل احتساب هستند به ضمیمه مدارک زیر به اداره امور مالیاتی صلاحیت دار تسلیم و رسید دریافت دارند . 
1- رونوشت یا تصویر گواهی شده اسناد مربوط به بدهی و مطالبات متوفی 
2- رونوشت یا تصویر گواهی شده کلیه اوراقی که مثبت حق مالکیت متوفی نسبت به اموال و حقوق مالی است . 
3- در صورتی که اظهار نامه از طرف وکیل یا قیم یا ولی داده شود رونوشت یا تصویر گواهی شده وکالت نامه یا قیم نامه . 
4- رونوشت یا تصویر گواهی شده آخرین وصیت نامه متوفی اگر وصیت نامه موجود باشد . 
تبصره : تسلیم اظهار نامه با مشخصات مذکور از طرف یکی از وراث , سلب تکلیف سایر ورثه می گردد . 
ماده 27- اداره امور مالیاتی صلاحیت دار در مورد ارث , اداره امر مالیاتی است که آخرین اقامتگاه قانونی متوفی در محدوده آن واقع بوده است و اگر متوفی در ایران مقیم نبوده , اداره امور مالیاتی مربوط در تهران خواهد بود . 
تبصره : اقامت از نظر این قانون تابع تعاریف مقرر در قانون مدنی می باشد




نوع مطلب : دانستنیهای مالیاتی، مقالات مالیاتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 فروردین 1396 10:57 ق.ظ
Thanks a lot for sharing this with all of us
you actually understand what you're talking approximately! Bookmarked.

Please additionally seek advice from my site =). We will have
a link alternate arrangement among us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب